زندگی ما در ایران چند می‌ارزد؟


سال‌هاست که درباره ایران، بیشتر از آنکه از انسان‌ها سخن گفته شود، از نفت، امنیت، توازن قوا و پرونده هسته‌ای حرف زده می‌شود. گویی زندگی میلیون‌ها انسان، متغیری در معادلات ژئوپلیتیک است؛ متغیری که هر زمان لازم باشد نادیده گرفته می‌شود و هر زمان لازم باشد به زبان آورده می‌شود.

سال‌ها بسیاری از سیاستمداران غربی، صلح و توافق با جمهوری اسلامی را نه به امید آزادی و آبادانی ایران، بلکه برای ثبات منطقه، کنترل بحران و جلوگیری از افزایش قیمت انرژی ترجیح دادند. در این میان، خواسته‌ها و رنج مردم ایران بارها به حاشیه رانده شد.

از سوی دیگر، هرگاه سخن از فشار یا اقدام نظامی به میان آمده، بار دیگر نام مردم ایران به عنوان توجیهی اخلاقی مطرح شده است. این تناقض پرسشی ساده اما تلخ را پیش می‌کشد: اگر جان ایرانیان ارزشمند است، چرا تنها هنگامی دیده می‌شود که به سود یک راهبرد سیاسی باشد؟

ما نمی‌خواهیم زندگی، رنج و مرگ مردم ایران به ابزاری برای چانه‌زنی میان قدرت‌ها تبدیل شود. نه در میز مذاکره، نه در میدان جنگ.

کاهش یا بزرگ‌نمایی آمار قربانیان، بازی با اعداد و روایت‌های متناقض، فقط یک نتیجه دارد: کاستن از اعتبار تراژدی‌ای که بر مردم ایران گذشته است. پشت هر عدد، انسانی ایستاده که زندگی، خانواده، آرزو و آینده‌ای داشته است. هیچ مصلحت سیاسی نباید این حقیقت را کمرنگ کند.

مردم ایران نه اهرم فشارند، نه برگ مذاکره، نه بهانه جنگ. ما انسانیم؛ با حقی برابر برای زندگی، آزادی و کرامت.

سؤال ما از همه قدرت‌ها، چه در داخل و چه در خارج از ایران، یک سؤال است:

زندگی ما در ایران، واقعاً چند می‌ارزد؟

in reply to جبههٔ آنارشیستی

@جبههٔ آنارشیستی من اینجا در ایالات متحده دوستانی دارم که از ایران مهاجرت کرده‌اند و افراد شریفی هستند.

من به آنها در ایجاد وب‌سایتی برای شرکت گردشگری‌شان کمک کردم، آنها گردشگری از ایالات متحده به ایران را تبلیغ کردند به این امید که مردم بدانند کدام مهاجرت شخصی، آنها را به سمت روابط صلح‌آمیزتر سوق می‌دهد.

اما ایران یک ملت یکدست نیست، مطمئن نیستم که آیا جایی در جهان وجود دارد که چنین باشد. اما فرقه‌ای وجود دارد که معتقد است توسط خدا انتخاب شده است تا آرماگدون را به ارمغان بیاورد و ما را نابود کند.

به همین ترتیب، گروهی در اسرائیل وجود دارند که معتقدند آنها برگزیده خدا هستند و همه افراد دیگر باید برده آنها باشند یا بمیرند.

هیچ‌کدام اکثریت را تشکیل نمی‌دهند، اما به نظر می‌رسد هر دو در کشورهای خود دارای موقعیت‌های قدرت هستند.

بنابراین در خاورمیانه با مسئله درگیری مذهبی روبرو هستید. در کتاب مقدس، وقتی از خدا نامش پرسیده شد، او نه پاسخ داد "یهوه" و نه "الله"، او پاسخ داد "من هستم آن هستم"، به عبارت دیگر هستی محض.

اگر با چشمان خود به آسمان نگاه کنیم، شاید بتوانیم چند هزار ستاره ببینیم، اما با تلسکوپ‌های پیشرفته می‌توانیم ۲۰ تریلیون کهکشان را ببینیم که هر کدام به طور متوسط ​​۵۰۰ میلیارد ستاره دارند و از هر ۸ ستاره، تقریباً ۱ سیاره مناسب برای حیات دارد و شاید از هر ۱۰۰۰ ستاره، ۱ سیاره به اندازه کافی پایدار باشد تا اشکال پیشرفته حیات مانند ما تکامل یابند.

چنین جهانی مملو از حیات هوشمند و ذی‌شعور است. آیا واقعاً فکر می‌کنید خدای چنین جهان عظیمی آنقدر کوچک است که در درگیری‌های قبیله‌ای شرکت کند؟

با این اوصاف، این موضوع عمدتاً مربوط به خاورمیانه است، اینجا در ایالات متحده ما یک محرک جنگ متفاوت داریم که به عنوان مجتمع نظامی-صنعتی-اطلاعاتی شناخته می‌شود، به طور خلاصه، جنگ برای برخی افراد سودآور است و آنها نیز در دولت ما بیش از حد نمایندگی می‌شوند.

همه ما باید هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم تا مطمئن شویم که دولت ما توسط افراد حریص قاتل رهبری نمی‌شود یا حتی به شدت تحت تأثیر آنها قرار نمی‌گیرد. من به عنوان یک شهروند آمریکایی برای شهروندان ایران و اسرائیل، صلح می‌خواهم.

This website uses cookies. If you continue browsing this website, you agree to the usage of cookies.